عوامل موفقيت در تحصيل

ساخت وبلاگ

مراحل و چگونگي برنامه ريزي

وقتي سخن از برنامه ريزي به ميان مي آيد، برخي افراد از عدم موفقيت در برنامه خود، گله مي كنند و مي گويند: برنامه ريزي كرديم، ولي پيشرفتي در كار و تحصيلمان حاصل نشد و به هدف خود نرسيديم! بايد به اين گونه افراد يادآور شد: هميشه بايد در برنامه ريزي، اصولي را رعايت و از اموري اجتناب كرد، وگرنه نمي توان اين برنامه را برنامه اي پايدار و مفيد دانست. در ادامه به چند عنصر اساسي در برنامه ريزي اشاره مي كنيم:

 

الف) تعيين هدف

برنامه ريزي صحيح، هنگامي امكان پذير است كه هدف، به خوبي تعيين و تعريف شده باشد و بايد تصوير روشني از آن وجود داشته باشد تا كارها و تلاش هاي لازم، در راستاي رسيدن به آن هدف انجام شود. اهداف مي توانند بلندمدت و كوتاه مدت باشند و حتي هدف كوتاه مدت را مي توان به گام هاي كوچك تر تقسيم كرد؛ مثلاً اگر هدف بلندمدت، رسيدن به تحصيلات عالي و گرفتن درجه دكتري است، مي توان هدف كوتاه مدت را ورود به دانشگاه و هدف هاي كوچك تر را قبولي در هر سال تحصيلي و ترم تحصيلي قرار داد و براي رسيدن به آنها تلاش كرد.

در تعيين اهداف بلندمدت و كوتاه مدت بايد به نكاتي توجه كرد: 1. هدف هاي مياني و نهايي به صورت دقيق، مشخص و قابل ارزيابي باشد؛ 2. از مشاوره كردن با افراد آگاه دريغ نشود؛ 3. مدت زمان رسيدن به هر كدام از اهداف به صورت اجمالي مشخص باشد؛ 4. در برنامه ريزي هفتگي و ماهيانه، به خواسته ها و نيازهاي شخصي و خانوادگي و تفريحات نيز توجه شود؛ 5. به توانايي، استعداد، ذوق و علايق و ساعاتي كه در اختيار داريم، توجه شود؛ 6. بيش از اندازه و بيرون از حدّ توانايي خود برنامه ريزي نكنيم.

انديشمندي مي گويد: بايد هدف خود را بر واقعيات بنا كنيم. و سنايي غزنوي درباره هدفمندي، سروده است:

 

گوهر بي صدف درون دل است

صدف بي گهر درون گِل است

 

قيمت دُر نه از صدف باشد

تير را قيمت از هدف باشد

 

ب) رعايت اولويت

در ميان كارهايي كه براي انسان پيش مي آيد، برخي در اولويت درجه يك و برخي در مرتبه اي پايين تر قرار دارند؛ به عبارت ديگر، بعضي كارها ارزش و سود بيشتري نسبت به كارهاي ديگر دارند ـ لذا در برنامه ريزي بايد به اولويت ها توجه كرد تا در موقع تزاحم، به برنامه و كاري كه ارزش بيشتر دارد و به انرژي و نشاط بيشتري نياز دارد، پرداخته شود. اگر برنامه ريزي بر اساس اولويت صورت نگيرد، چه بسا كارهاي اساسي و ضروري زمين بماند و به كارهاي جنبي و غير ضروري پرداخته شود. مثلاً ممكن است دانشجويي در طول ترم، براي خودش اين برنامه ها را در نظر بگيرد: گذراندن واحدهاي درسي مربوطه، همكاري با كانون هاي فرهنگي و ورزشي، همكاري در اداره خوابگاه، شركت در اردوهاي تفريحي و فرهنگي و مانند آن. بنابراين اگر اولويت بندي نكند، ممكن است زمان بهينه و مفيد خود را صرف همكاري با كانون فرهنگي و اردوها كه از اولويت كمتري برخوردارند، بكند و براي درس خواندن كه اولويت اول است، وقت كافي و مفيد نداشته باشد. اميرالمؤمنين علي درباره اهميت اولويت بندي در كارها مي فرمايند: كسي كه به غير مهم مشغول شود، مهم تر را از دست مي دهد. [1]

 

ج) نظم و پايداري

تأثير نظم و پايداري در زندگي و آثار مفيد آن، بر كسي پوشيده نيست. نظم و استقامت در زندگي از اصولي است كه موقتي نبوده، همواره در زندگي جاري و ساري است. بدون نظم و پايداري بسياري از امور به سامان نمي رسد و يا ديرتر به سامان مي رسد. در اين ميان اهميت نظم، مضاعف است. اگر با نگاهي دقيق به پديده هاي جهان بنگريم، متوجه خواهيم شد تمام كارها و امور جهان بر اساس نظمي دقيق اداره مي شوند. آيا تا به حال ديده شده خورشيد مقداري ديرتر طلوع كند يا زودتر غروب كند؟ آيا تا به حال ماه و ستارگان با هم برخورد كرده اند؟ همه امور عالم بر اساس نظم و تدبير است.

در آموزه هاي ديني بر اهميت نظم در زندگي سفارش شده است؛ اين امر مورد تأكيد اولياي دين اسلام بوده است. اميرالمؤمنين علي در آخرين لحظات زندگي، پيروان خود را به دو امر مهم و حياتي ـ كه حقيقتاً عامل پيروزي و موفقيت است ـ سفارش مي كند. ايشان مي فرمايند: شما را به دو چيز مهم سفارش مي كنم: پرهيزكاري و رعايت حدود الهي و نظم در كارها. [2]

در سرگذشت امام خميني نوشته اند: ايشان فوق العاده به نظم اهميت مي دادند، به طوري كه حتي در مشرف شدن به زيارت نيز به آن توجه داشتند و مردم نجف ساعت خود را با ورود ايشان به حرم حضرت اميرالمؤمنين تنظيم مي كردند.

استقامت و ثبات قدم در هر كاري نيز جزو شرط هايي است كه در به نتيجه رسيدن آن كار نقش بسياري دارد. انساني موفق خواهد بود كه در اجراي برنامه اي كه دارد، پافشاري و مقاومت كند. اگر انسان بهترين برنامه ريزي را بكند، ولي در آن پافشاري و استقامت نداشته باشد، آن كار به ثمر نخواهد رسيد. ثبات قدم و پشتكار نه تنها افراد را به سوي پيشرفت و ترقي مادي رهنمون مي سازد، بلكه فشارهاي روحي را كاهش داده، اعتماد به نفس انسان را بالا مي برد.

 

د) يادداشت برنامه ها

برنامه ريزي زماني درست اجرا مي شود كه عناصر آن را به ياد داشته باشيم و بدانيم در هر روز و هر ساعت چه كارهايي بايد انجام دهيم. به اين منظور مي توانيم دفترچه يادداشتي به همراه داشته باشيم و برنامه هاي خود را در آن يادداشت كنيم. مثلاً سه ساعت مخصوص مطالعه و يك ساعت ورزش؛ يك ساعت استراحت بين روز و يك ساعت تماشاي تلويزيون. سعي كنيم هر شب قبل از خواب برنامه هاي خود را مرور كنيم و ببينيم تا چه اندازه در انجام آنها موفق بوده ايم و چنانچه برنامه اي داراي نقص است، نقص آن را برطرف كنيم.

 

هـ) شناخت هدردهنده هاي وقت

گاهي تصميم جدي مي گيريم آن طور كه برنامه ريزي كرده ايم، عمل كنيم و هيچ خللي در آن برنامه راه ندهيم، اما كارها به شكلي كه برنامه ريزي كرده ايم پيش نمي رود؛ يعني در آن وقفه ايجاد مي شود و بعضي فرصت ها هدر مي رود. در پاره اي از اين مشكلات، خودمان مقصريم، اما در بخشي از اين مشكلات، اين اطرافيان و مسائل ديگر هستند كه وقت ما را هدر مي دهند.

رايج ترين هدردهنده هاي وقت عبارتند از: مهمان هاي ناخوانده، سر و صداي همسايه ها، هم اتاقي، تلفن ها، صداي تلويزيون و جر و بحث هاي بي ثمر فردي و خانوادگي. براي كنترل و حذف هدردهنده هاي وقت، مي توان اين توصيه ها را به خاطر داشت: 1. محل خاصي براي مطالعه داشته باشيم؛ 2. تلفن را قطع كنيم؛ 3. نه گفتن را بياموزيم و در كمال شجاعت و ادب به دوست خود بگوييم كار دارم؛ 4. تفريحات خود را تنظيم كنيم؛ 5. در هنگام مطالعه، تلويزيون، رايانه و ضبط صوت را خاموش كنيم.

 

آفات برنامه ريزي

هر فعاليت و هر برنامه اي كه در زندگي اجتماعي و فردي انجام مي گيرد، مي تواند آسيب هايي نيز داشته باشد. اگر به اين آسيب ها توجه شود و در فعاليت ها مدّنظر قرار گيرند، بازدهي كارها و درصد موفقيت آنها، بيشتر خواهد شد. برنامه ريزي نيز به عنوان يك فعاليت، از اين قانون مستثنا نيست و آسيب هايي آن را تهديد مي كند. نمونه هايي از آسيب هاي برنامه ريزي عبارتند از:

1. آشنايي نداشتن با اهميت برنامه ريزي؛

2. بي نظمي؛

3. تنبلي و بي حوصلگي؛

4. پذيرش درخواست ها و خواهش هاي بي جا؛

5. پرحرفي و بيهوده گويي؛

6. اهمال كاري و كار امروز را به فردا افكندن؛

7. ناآشنايي و بي اعتمادي به توانايي ها و استعدادهاي خويش؛

8. مسافرت هاي بي مورد و خارج از برنامه؛

9. خستگي؛

10. رفاه زدگي افراطي؛

11. ناتواني در تصميم گيري؛

12. آرمان گرايي؛

13. سخت گيري در برنامه ريزي. [3]

 

برنامه ريزي براي مطالعه

در مطالعه نيز، لزوم برنامه ريزي و تلاش براي رسيدن به هدف تعيين شده، مسئله اي روشن و بديهي است. برنامه ريزي در تحصيل و مطالعه، در قالب برنامه هاي كوتاه مدت و درازمدت، امري لازم و ضروري است. رسيدن به مدارج عالي علمي و تحصيلي، نيازمند برنامه بلند مدت است تا فرد در گذر زمان با گذراندن سطوح مختلف تحصيلي، خود را به آن هدف مطلوب برساند، اما تحقق اهداف بلند مدت در گرو تنظيم برنامه هاي كوتاه مدت و ميان مدت است؛ يعني هر دانش آموز و دانشجويي بايد براي سال تحصيلي خود برنامه ريزي كند و در ضمن آن سال، براي هر ترم تحصيلي خود برنامه منظمي داشته باشد و اهداف هر ترم را با برنامه هاي هفتگي و روزانه محقق سازد.

 

ويژگي هاي يك برنامه ريزي تحصيلي خوب

يك برنامه ريزي صحيح و موفق بايد قابل اجرا باشد و انگيزه فرد را براي تحصيل و مطالعه بيشتر، تحريك كند و نشاط و شادابي او را حفظ كند. بنابراين بايد از ويژگي هاي ذيل برخوردار باشد.

الف) برنامه ريزي توسط خود فرد صورت گيرد: از آنجا كه هر فرد از نقاط قوت و ضعف خود شناخت دقيق دارد، بهتر مي تواند يك برنامه مفيد براي خود تنظيم كند. ارائه برنامه اي كلي توسط مؤسسات براي خواندن دروس نمي تواند دربردارنده نتايجي سودمند باشد. هر فردي بايد خودش برنامه ريزي كند. البته هر كس مي تواند با مشاوره با والدين و افراد آگاه، در كسب اطلاعات و برنامه ريزي خود، از آن استفاده كند، اما برنامه را بايد خودِ فرد، با توجه به حجم دروس و ضعف خود در يك درس و قوتش در دروس ديگر، تنظيم كند.

ب) واقع گرايانه باشد: هر فردي بايد با توجه به هوش و استعداد، امكانات و زمان مورد نياز براي مطالعه يك موضوع، برنامه ريزي كند. برنامه هاي بلندپروازانه هرگز به نتيجه نمي رسند. اگر فردي در گذشته برنامه ثابت و مشخصي نداشته است، بايد زمان هاي كوتاهي را براي مطالعه در نظر بگيرد و بعد از اين مدت كوتاه، يك استراحت چند لحظه اي داشته باشد و دوباره مشغول مطالعه شود. بنابراين ميزان مطالعه را بايد به گونه اي تعيين كرد كه خود را ملزم و مقيد به انجام آن بدانيم.

ج) همراه بودن با تشويق و تنبيه: يك برنامه خوب بايد ضمانت اجرا داشته باشد. از پيشرفت خوب و به موقع آن، بازخورد و تشويقي نصيب مجري شود و به واسطه عدم اجراي صحيح و به موقع آن، فرد از مزايايي محروم شود. از ساده ترين تشويق ها و تنبيه هايي كه مي توانند در اين زمينه كارساز باشند مي توان به: تشويق خود با ايجاد فرصت براي تماشاي يك برنامه تلويزيوني و يا گفت وگو با يك دوست و يا خوردن چاي و ميوه و شيريني، پس از اجراي موفقيت آميز برنامه روزانه و مطالعه دروس، مطابق با برنامه تعيين شده و همچنين تنبيه خود با محروميت از تماشاي برنامه مورد نظر خويش و يا ساير مسائل مادي براي زماني كه طبق برنامه عمل نشده است، اشاره كرد. [4]

د) پيش بيني كارهاي غيرمنتظره: گاهي اوقات، كارهاي غيرمنتظره و مسائلي پيش مي آيند كه اگر براي آنها زماني در نظر گرفته نشده باشد، تمام برنامه شما را به هم مي ريزد و شما را با مشكل مواجه مي سازد. اين كارها نيازمند پيش بيني وقت لازم است. به اين منظور مي توان وظايف روزانه را طبقه بندي و اولويت بندي كرد و در صورت مواجه شدن با كارهاي غيرمنتظره، از انجام دادن كارهايي كه در اولويت اول نيستند، چشم پوشي كرد. چنانچه كارهاي غيرمنتظره به نحوي باشند كه تمام روز را به خود اختصاص دهند، بايد كارهاي درجه اول امروز را در وقت كارهاي درجه دوم فردا انجام داد. با اين تدابير، خللي در برنامه هاي درجه يك ايجاد نمي شود؛ مثلاً اگر به علت عقد و ازدواج بستگان يا دوستان نتوانستيد برنامه درسي امروز را كه اولويت اول است، انجام دهيد، بايد آن را جايگزين برنامه درجه دوم فردا كنيد.

 

پيامدهاي برنامه ريزي موفق

اگر براي خودتان هدفي ترسيم كرده ايد و رسيدن به آن هدف براي شما مهم و باارزش است، تصميم بگيريد به هر صورتي شده به اهداف خود دست يابيد و موانع موجود را از سر راه برداريد. نزديك ترين راه براي رسيدن به مقصود، برنامه ريزي كارها طبق يك جدول زمان بندي شده است. اگر چنين برنامه اي براي خود تنظيم كرده باشيد، موفقيت هاي مختلفي نصيب شما خواهد شد كه در ادامه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم:

الف) استفاده بهينه از وقت و امكانات: افرادي كه داراي برنامه هستند، از وقت، توانايي و امكانات خود هوشمندانه استفاده مي كنند و از به هدر رفتن اوقات، امكانات و فرصت ها جلوگيري مي كنند.

ب) رفع اضطراب و نگراني: برنامه ريزي به شما كمك مي كند تكاليف خود را با توجه به حجم برنامه يا دروس و زماني كه در اختيار داريد، تقسيم بندي مناسب كنيد و با آرامش خيال به مطالعه آنها بپردازيد. شايد بسياري از شما جوانان تجربه كرده ايد كه با اعلام زمان امتحانات، دچار اضطراب و نگراني مي شويد و نمي دانيد چگونه حجم زياد درس ها را در اين فرصت كم مطالعه و مرور كنيد، اما كساني كه از قبل برنامه ريزي كرده اند و خود را براي چنين روزهايي آماده ساخته اند، هيچ گاه با مطالعه حجم عظيم درس ها مواجه نمي شوند.

ج) ايجاد انگيزه و علاقه: كساني كه برنامه دارند و هر درس را در زمان خودش مطالعه مي كنند و آن را به خوبي ياد مي گيرند، زمينه بهتري براي يادگيري درس هاي جديد پيدا مي كنند و با ميل و رغبت در سر كلاس حاضر مي شوند؛ برخلاف اين گونه، كساني كه بدون برنامه هستند و درس هايشان روي هم انباشته مي شود، اين مسئله، يادگيري آنها را دچار مشكل مي كند و در نتيجه نسبت به درس و مدرسه احساس عقب افتادن و ضعيف بودن و تنفر پيدا مي كنند.

د) ايجاد نظم در كارها: برنامه ريزي، موجب نظم در انجام كارهاي روزانه فرد مي شود؛ زيرا بسياري از دانش آموزان وقتي تصميم مي گيرند درس بخوانند، نمي دانند چه درسي را بخوانند يا چه مقدار از كتاب را تا چه مدت مطالعه كنند. ازاين رو مدتي را صرف فكر كردن در مورد موضوع مطالعه مي كنند و گاهي آن قدر خود را سرگرم مطالعه يك درس مي كنند و به اصطلاح وقت كشي مي كنند كه از موضوعات ديگر باز مي مانند، اما كساني كه برنامه دارند، مي دانند چه درسي را مطالعه كنند و تا چه مدت زماني آن را بخوانند. همين امر در برقراري نظم تحصيلي آنان بسيار مؤثر است.

 

3. حضور فعال در كلاس درس

بخش عظيمي از موفقيت تحصيلي، به حضور فعال در كلاس درس بستگي دارد. براي اينكه فرد فعالي باشيد، بايد دو مهارت مهم مربوط به يادگيري، يعني خوب گوش كردن و يادداشت برداري را بلد باشيد. البته اين دو، وابسته به يكديگرند. اگر شما خوب گوش نكنيد، نمي توانيد به خوبي يادداشت برداري كنيد؛ همچنان كه يادداشت برداري نيز مستلزم توجه و گوش دادن دقيق است.

خوب گوش كردن باعث تقويت حافظه كوتاه مدت و شفاهي (يعني آنچه از راه شنيدن در حافظه خود ثبت مي كنيد) مي شود. علاوه بر اين، درك معني و محتواي مطلب را آسان مي كند. كساني كه خوب گوش نمي دهند، فقط الفاظ را مي شنوند، ولي درك درستي از محتواي الفاظ ندارند.

بعد از دقت لازم در گفته هاي معلم، يادداشت برداري از نكات مهم و اساسي درس، از راه هاي مبارزه با فراموشي مطالب است. اعتماد بر حافظه و يادداشت نكردن مطالب، شيوه مطلوبي براي يادگيري نيست؛ زيرا طبق مطالعاتي كه هِرمن اِبينگ هاوس[5] در مورد حافظه انسان انجام داده است، انسان ها بعد از بيست دقيقه، تقريباًٍٍ چهل درصد آنچه را شنيده يا خوانده اند، فراموش مي كنند و بعد از 24 ساعت تقريباً هفتاد درصد مطالب را از ياد مي برند. [6]

اما با استفاده از مهارت هاي مفيد تحصيل و مطالعه، مي توانيد حافظه خود را طوري تقويت كنيد كه در موقع لزوم تا هشتاد درصد يا بيشتر، آنچه را شنيده يا خوانده ايد، به ياد آوريد. براي تقويت حافظه بايد در كلاس درس با دقت به مطالب گوش بدهيد و سعي كنيد از نكات مهم و برجسته يادداشت برداريد. [7]

سعي كنيد حواس پرتي تان به حداقل برسد و عزم خود را در توجه خاص به درس جزم كنيد و اجازه ندهيد چيزي حواستان را از درس منحرف كند. اگر احساس كرديد حواستان جمع نيست، با استفاده از كلمه يا عباراتي مثل تمركز يا دقت، سطح توجه تان را افزايش دهيد. مطالب را طوطي وار و بدون فهم حفظ نكنيد، بلكه سعي كنيد مطالب را بفهميد و به صورت بينشي دريافت كنيد و اگر احياناً مطلبي برايتان مبهم بود، همان جا از استاد آن درس سؤال كنيد تا ابهام برطرف شود؛ زيرا اگر چيزي براي ذهن مبهم باشد، يادگيري مطالب بعدي، مشكل خواهد بود. از جواب دادن به سؤال هاي معلم نترسيد و اعلام آمادگي كنيد؛ زيرا اين كار علاوه بر اينكه جرئت شما را زياد مي كند، باعث مي شود اگر مطلبي را اشتباه فهميده ايد، آن را اصلاح كنيد. قبل از كلاس و درس، مقداري استراحت كنيد و با نشاط در كلاس حاضر شويد. حتماً غذاي كافي بخوريد و هرگز با شكم خالي و گرسنه در كلاس حاضر نشويد. هرگز اجازه ندهيد حالات هيجاني و اضطراب آور سراغتان بيايد و در كلاس درس به هيچ چيزي غير از درس توجه نكنيد. سعي كنيد در كلاس روي صندلي اي بنشينيد كه بيشتر مورد توجه معلم است و معلم به آن نقطه نزديك تر است. هرگز در گوشه كلاس ننشينيد.

 

4. تمركز حواس

از عوامل بسيار مؤثر براي افزايش بهره وري در مطالعه و درك بهتر درس ها و موفقيت در تحصيل، تمركز حواس به هنگام مطالعه است؛ يعني فرد اين توانايي را در خود ايجاد كند كه با اختيار و توجه، دقت خود را بر روي موضوع يا كاري كه انتخاب كرده، با ميل و اراده متمركز كند و از توجه به ساير موضوعات و كارها جلوگيري كند. براي ايجاد تمركز حواس، بايد عواملي را كه مانع از تمركز مي شوند، شناخت و در جهت رفع آنها اقدام كرد. در ادامه، به بعضي از موانع تمركز حواس، اشاره مي كنيم:

الف) بي علاقگي به موضوع مورد مطالعه: بي علاقگي به موضوع يا كتاب و يا معلمِ يك درس، مي تواند يكي از مهم ترين عوامل عدم تمركز باشد. اگر شما به رياضيات علاقه نداشته باشيد و يا از معلم آن خاطره خوشي نداشته باشيد، سبب مي شود ذهن شما كمتر بر روي رياضي متمركز گردد و هر لحظه متوجه يك موضوع شود.

بهترين شيوه مقابله با اين حالت، توجه به فوايد و آثاري است كه در مطالعه رياضي وجود دارد. مثلاً فردي كه به رياضي علاقه ندارد و مي خواهد در كنكور دانشگاه شركت كند، اگر به اين نكته توجه كند كه رياضي از دروسي است كه از ضريب سه برخوردار است و در بالا رفتن رتبه اش نقش بسياري دارد، براي مطالعه رياضيات انگيزه بيشتري پيدا مي كند.

ب) ناهماهنگي اراده و تخيل: اگر تخيل شما با اراده تان همسو نباشد، نمي توانيد در خود تمركز لازم را ايجاد كنيد. از آنجا كه قدرت تخيل، قوي تر است، ممكن است عنان ذهن خود را به دست تخيل بسپاريد و ناخودآگاه به جاي تمركز بر درسي كه معلم مي دهد، يا كتابي كه مطالعه مي كنيد، رشته تخيلات خود را ادامه دهيد و از حال و هواي درس و مطالعه خارج شويد. براي غلبه بر اين مشكل، وقتي مي خواهيد به مطالعه موضوعي خاص بپردازيد، بهتر است خود را در حال و هواي مخصوص آن موضوع قرار دهيد؛ مثلاً اگر كتابي با موضوع ادبيات و شعر مي خوانيد، خود را در حال و هواي شاعران آن در هنگام سرودن يا خواندن آن شعر قرار دهيد تا از اين طريق، خيال و اراده خود را با هم هماهنگ سازيد و بدين شكل تمركز حواس پيدا كنيد. [8]

ج) اشتغالات ذهني: اگر با مشكلي مواجه باشيد كه ذهنتان را به خود مشغول كرده باشد، نمي توانيد ذهن خود را بر مطالعه و درس متمركز كنيد. مثلاً اگر در يك درس نمره مناسب نگرفته باشيد و اين موضوع براي شما از اهميت بالايي برخوردار باشد، باعث مي شود ذهن شما با موضوع درگير شود و از توانايي شما براي تمركز بر ساير مسائل بكاهد.

براي مقابله با اين حالت، بايد تمرين كنيد تا بتوانيد ذهن خود را از آنچه اتفاق افتاده، جدا كنيد و برگذشته حسرت نخوريد، بلكه براي آينده برنامه ريزي كنيد تا ديگر چنين مشكلي پيش نيايد. كساني كه با چنين تمريني اجازه نمي دهند مشكلات، ذهن آنها را اشغال كند، مي توانند ذهن خود را براي آينده آماده كنند و از تمركز آن بر مسائل آينده، بهره بهتري ببرند.

 

 

5. علاقه و انگيزه

بارها ديده شده دانش آموزان از لحاظ توانايي و استعداد يادگيري، بسيار شبيه به هم هستند، ولي در پيشرفت تحصيلي تفاوت هاي بسياري با يكديگر دارند. اين تفاوت نه تنها در تحصيل، بلكه در ساير فعاليت هاي غيرآموزشي هم به چشم مي خورد. شايد از خود سؤال كرده باشيد: چرا چنين تفاوتي وجود دارد و چه چيزي عامل ايجاد اين تفاوت است؟

پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهد رابطه استعداد تحصيلي و پيشرفت تحصيلي، ضريبي نسبتاً پايين دارد و دانش آموزان مي توانند با داشتن استعداد كم، پيشرفت چشمگيري داشته باشند. يكي از عوامل توجيه كننده اين مطلب، علاقه و انگيزه است. [9]

بلوم[10] در مدل يادگيري تحصيلي خود، شواهدي به دست آورد كه علاقه و انگيزه دانش آموزان، هم نقش علت را بازي مي كند و هم معلول؛ يعني يادگيرندگانِِ علاقه مند به يك موضوع، نسبت به يادگيرندگان كم علاقه، موفقيت بيشتري كسب مي كنند و اين موفقيت بيشتر، سطح علاقه و انگيزه آنها را نسبت به آن موضوع و موضوع هاي مشابه آن افزايش مي دهد. [11]

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 1:56